تبليغاتX
دلتنگ
دلتنگ
درست اون موقعیی که یه اسپرم شناور بودم

به این فکر میکردم که بزرگ میشم...

درست اون موقعی که داشتم سیگار دود میکردم و دستام و با خاکسترش میسوزوندم به این فکر میکردم که دلم میخواد با یه اسپرم بازی کنم..شایدم با سرنوشت اون اسپرم....

2 نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 21:30  توسط مهسا  |